شب یلدا

متن مرتبط با «دختر» در سایت شب یلدا نوشته شده است

حسرت دخترxa0

  • نیلوبلاگ

    دل بی تاب مرا حسرت یک دختر بود کاشکی دخترکی مو نس این مادر بود دست در دست منو پای به پایم همه جا یک نشان از من و اورا به منش یاور بود تا نوازد دل پر شور مرا همچو نسیم می شدم شاخه و اوغنچه مرا بر سر بود می شدم دشت پر از سبزه و او هم گل سرخ جلوه گاه دمن سبز مرا محضر بودمی شدم در او قفل به چفت دل من ایمن آن خانه که قفلی به جوار در بود دختری خواند مرا مادر و از آمدنش خستگیها ی زتن رفته مرا باور بود نو عروسی که به گلزار دلم پای نهاد هر قدم مقدم او در نظر من زر بود لیک بر دختر مردم به منش مهر نبودمه...

    ادامه مطلب
  • دختر ایران (کتابu200cهای چاپ شده)

  • نیلوبلاگ

    الهیxa0xa0دوستان خوبم را یاری کن تا همیشه دلشان سرشار از عشقxa0xa0و لب هایشان پر خندهxa0xa0و روزیشان با وسعتxa0xa0و آبرویشان محفوظxa0xa0و خانواده شان سلامتxa0xa0و محبتشان بسیار باشدxa0xa0xa0xa0و سازشان کوک ......

    ادامه مطلب
  • خاطراتی از دختر ایران (1)

  • نیلوبلاگ

    زندگی را با سادگی در محیطی شاد و افرادی صادق همراه با معیار های مذهب و قیود و سنت آغاز کردم به سال 1334 تهران . کودکی کنجکاو و بسیار حساس بودم ریز نقش و فعال هوشیار و زرنگ . پیش از اینکه به مدرسه بروم خواندن و نوشتن را آموخته بودم از دامن مادر و خواهر بزرگتر .شعر و موسیقی را دوست داشتم موسیقی را از نوا های طبیعت و آوای دلنواز پرندگان و شعر را از لب مادر می شنیدم . دو بیتی های باباطاهر و قرائت سوره های کوتاه قرآن اعتبار کودکیم بودند . بازی را بسیار دوست داشتم و هرگز وسیله ای را خراب نمی کردم .بعد...

    ادامه مطلب
  • خاطراتی از دختر ایران (2)

  • نیلوبلاگ

    به عشق دل معلم شدم و در مقطع ابتدایی در کنار قشر معصوم و بی آلایش سالیان دراز همدل و همنوا بوده شور و حالی داشتیم و این زیباترین بخش از زندگی من است .xa0چشمان مشتاق و امید دل های کوچکشان توانم را مضاعف می کرد سر از پا نمی شناختم لحظه ای را غافل نبودم برای تعلیم و تربیت و آرامش روانشان با جان و دل می کوشیدم .xa0xa0xa0 رشته ی تخصصی من مربی کودک است اما روانشناسی هم خواندهxa0 ام ولی به خاطر فرزندان خود که دور از مادر نباشند فارغ التحصیل نشدم . در کنار همسر و سه فرزندم زندگی پر شوری داشتم . اما بخش...

    ادامه مطلب